
گره خورده ام به ستاره ها .... به ماه .... به سکوت شب به صدای جاروی رفتگر شبگرد .... به صدای بلند ابگرمکن خونمون به صدای خر و پف بابا ... به صدای مهربون مامان به نگاه قشنگ داداش ... به دست رفیق به صدای قرآن خوندن مامان بزرگ ... به صدای اذان صبح به بی خوابی ....به دیوار های اتاقم ... به بالشت زیر سرم به صفحه وبلاگم... به چراغ چشمک زن اینترنتم به هدفون تو گوشم ... به کنترل مشکی تلویزیون به رویا و خیال تو ... به دکمه های کیبوردم به قلم به همه گره خورده ام کمی ... ولی به تو جوری دیگر به تو گره ی کور خورده ام ای خد...
ادامه مطلب